رایانت فاضلی

تجارت مدرن بدون پول – داستان کوتاه

تجارت مدرن بدون پول یعنی بازی پول بدون پول. یعنی این داستان کوتاه … درکنار یکی از سواحل دریای سیاه باران می بارد، و شهر کوچک همانند صحرا خالی بنظر می رسد. درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند.

ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمند وارد شهر می شود. او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود، اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.

  • صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
  • قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش گاو می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
  • مزرعه دار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت میدهد.
  • تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود میدهد.
  • داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد. زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه دوستش را یکشبه به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است.

تجارت مدرن بدون پول
تجارت مدرن بدون پول

 

بعد از تسویه بدهی

در این هنگام توریست ثروتمند. پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد. و اسکناس 100 یوروئی خود را برمیدارد. و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.

مطالب مشابه .:  زود قضاوت نکنیم - داستان کوتاه

در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است. ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند. همه بدهی هایشان را پرداخته اند. و با یک انتظار خوشبینانه به آینده نگاه می کنند.

 

اگر از این داستان های کوتاه خوشتون میاد داستان های دیگر ما رو هم ببینین

داستان مورچه و حضرت سلیمان

داستان خجالت و متشکرم

برای آشنایی با رمز ارز مقاله “رمز ارز چیست” را هم ببینین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.